|
يكشنبه ، 28 بهمن -2 ، 03:30 |
|
نیایش ایران فریدون مشیری آفتابت ، که فروغ رخ «زرتشت» در آن گل کرده ست ، آسمانت ، که زخمخانه «حافظ» قدحی آوردست ، کوهسارانت ، که بر آن همت «فردوسی» پر گسترده ست ، بوستانت ، کز نسیم نفس «سعدی» جان پرورده ست ، همزبانان من اند . * مردم خوب تو این دل به تو پرداختگان سر و جان باختگان ، غیر تو نشناختگان پیش شمشیر بلا ، قد برفراختگان ، سینه سپر ساختگان مهربانان من اند . * نفسم را پر پرواز از توست . به دماوند تو سوگند که گر بگشایند ، بندم از بند ، ببینند که آواز از توست . همه اجزایم با مهر تو آمیخته است ، همه ذراتم با جان تو آمیخته باد ! خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس تا تو آزاد بمانی به زمین ریخته باد ! پاینده ایران
|